قرآن روحيه ها را نقاشي مي كند

آيا شيطان كافر است يا مؤمن؟ كافر، آيا به خدا يقين داشت؟ بله، علم داشت كه از ما بهتر بود، در مقابل خدا مي گويد به عزت خودت همه آنها را گمراه مي كنم؛ فبعزتك لاغوينهم اجمعين.
همچنين مي گويد: رب فانظرني الي يوم يبعثون. اعتقاد به خدا و قيامت داشت. تنها داشتن اعتقاد و علم، براي ايمان كافي نيست بلكه انسان بايد نسبت به آنچه اعتقاد دارد رام باشد. «وجحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علوا.»
بايد خودمان را بشناسيم. اگر حقيقتي را مي شناسيم و مي دانيم ولي منكر مي شويم، پس ما جاهديم و مؤمن نيستيم. بشر صرف اينكه به يك مطلب علم پيدا كند، كافي نيست كه مؤمن باشد، بلكه بايد حالت عصيان و تمرد نيز نداشته باشد. اسلام يعني بي تمردي، زيرا ايمان آن است كه انسان درمقابل چيزي كه راست است تسليم و رام باشد.
هميشه همين طور است. شيطان از هر راهي وسوسه يا تمثل وارد مي شود و دست به جنايت مي زند، عاقبت كار كه شد همه آن عوامل شيطاني عقب مي روند و انسان تنها باقي مي ماند، پس در قرآن فرمود شما مغرور نباشيد و مانند آنها نباشيد كه شيطان آمد و آنها را اينچنين فريب داد.
اذ يقول والمنافقون و الذين في قلوبهم مرض هولاء دينهم و من يتوكل علي الله فان الله عزيز حكيم.

آیا می دانید چرا در میان ملائکه حضرت عزراییل مامور قبض روح شد؟

یا حق

سلام!

در حدیث معتبر از حضرت صادق ع نقل شده که مشیت حضرت احدیت چون تعلق گرفت بر آنکه حضرت آدم را خلق نماید جبرئیل را به زمین فرستاد تا اینکه قبضه از خاک های مختلفه زمین بردارد تا حضرت آدم را از او ایجاد نماید و چون جبرئیل خواست مقداری از خاک را بگیرد زمین از او سوال کرد که منظور خدا از خلقت آدم چیست؟

فرمود: آنکه او را و ذریه او را مکلف به عباداتی بنماید و هر یک از آنهایی که اطاعت او را نمودند دائما در جوار رحمت خویش در بهشت برین از آنها پذیرایی نماید و هر یک از آنهایی که نافرمانی کردند تا ابد در زندان آتشین خود، جهنم آنها را معذب دارد، زمین قسم داد که از من بر مدار زیرا من طاقت عذاب حضرت سبحان را ندارم. و لذا جبرئیل بدون آنکه چیزی از زمین بردارد برگشت و به خدا عرض کرد چون زمین مرا به عزت و بزرگواری تو سوگند داد از او برنداشتم.

خداوند میکائیل و اسرافیل را هم که از برای آوردن خاک مامور گردانید، زمین هر یک را قسم داد که از او برندارد و آنها هم برگشتند بدون آنکه چیزی از خاک زمین بردارند خداوند عزرائیل را مامور به آوردن خاک نمود و چون عزرائیل خواست از زمین خاک بردارد هر چند زمین او را به خداوند جهان قسم داد که از من بر مدار، عزرائیل توجهی نکرد و فرمود: من از مخالفت دستور خدای خویش می ترسم و هرگز به واسطه تضرع تو بر خلاف امر خدای خویش نخواهم نمود و لذا مقداری از نقاط مختلفه خاک را برداشت و به نزد حضرت سبحان حاضر نمود.

خداوند از او تقدیر کرد و فرمود چنانچه در آوردن خاک، تو امتثال امر مرا نمودی و به تضرع و زاری زمین رحم نکردی در قبض روح اولاد آدم هم تو را مامور نمودم تا اینکه به احدی رحم ننمایی و در بغل مادر بچه شیرخوار او را قبض روح نمایی و بین مادر و بچه هایش جدایی اندازی و دو برادر را به واسطه مرگ از هم جدا سازی و بین زن و مردی که سالها الفت بوده به واسطه مرگ مفارقت اندازی و لذا از این رو حضرت عزرائیل ع از طرف حضرت سبحان مامور به قبض روح بندگان خدا گردید

قرآن روحيه ها را نقاشي مي كند


اساس زندگي، مبتني بر گذشت و عفو است؛ زيرا روابط اجتماعي و اختلاف منافع و مصالح همواره تضاد ميان افراد را سبب مي شود. اگر هر كسي بخواهد حق خويش را بي كم و كاست استيفا نمايد، مي بايست بسياري از روابط با ديگران به ويژه خويشان و دوستان را قطع كند و به كم ترين رابطه با كم ترين افراد بسنده نمايد؛ زيرا بيش ترين تضاد و اختلاف ميان انسان با دوستان و خويشان اتفاق مي افتد. هر روز با اين افراد در ارتباط نزديك هستيم و سخن و رفتاري از ما يا ديگران سر مي زند كه موجبات ناراحتي و آزار ما را فراهم مي آورد. اگر بخواهيم هر بدي ديگران را با بدي پاسخ دهيم و رابطه را بلندمدت يا كوتاه مدت قطع كنيم، شمار كساني كه با ايشان ارتباط خواهيم داشت در مدت عمر آدمي به كم تر از انگشتان يك دست كاهش خواهد يافت.
تاكيد قرآن بر احسان و گذشت
اين جاست كه نقش محوري و كليدي احسان و نيكوكاري در قالب هاي رفتاري گوناگوني چون عفو و گذشت خودنمايي مي كند؛ زيرا رفتاري چون عفو و گذشت به معناي ناديده گرفتن بدي ها و زشتكاري هاي ديگران و عبور با كرامت و بزرگواري از خطا و گناه و اشتباه ديگران است و اين فرصتي براي حفظ ارتباط و تداوم و استمرار آن به شمار مي آيد.